آرامش الهی موتور محرکه جامعه اسلامی در شرایط بحران است
به گزارش خبرنگار مهر، حجتالاسلام محسن مهاجرنیا صبح شنبه در دویستوهفتادوسومین کرسی آزاداندیشی با موضوع «گفتمان مقاومت» که به همت قرارگاه فرهنگی طلوع مهر، اندیشکده مطالعات انقلاب اسلامی طلوع مهر و مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری قم در دانشگاه طلوع مهر برگزار شد، با استناد به آیات سوره فتح، مفهوم «سکینه» را یکی از […]
به گزارش خبرنگار مهر، حجتالاسلام محسن مهاجرنیا صبح شنبه در دویستوهفتادوسومین کرسی آزاداندیشی با موضوع «گفتمان مقاومت» که به همت قرارگاه فرهنگی طلوع مهر، اندیشکده مطالعات انقلاب اسلامی طلوع مهر و مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری قم در دانشگاه طلوع مهر برگزار شد، با استناد به آیات سوره فتح، مفهوم «سکینه» را یکی از امتیازات منحصر به فرد در تفکر اسلامی خواند و تأکید کرد: این آرامش الهی، نیروی محرکه جامعه اسلامی در شرایط اضطرار و بحران است و در هیچ علم سیاسی و نظامی معاصر مشابهی ندارد.
وی با اشاره به آیه چهارم سوره فتح هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَهَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ اظهار کرد: سکینه نوعی آرامش خاص است که به قلبهای مؤمنان نازل میشود و باعث ثبات و اطمینان جامعه در هنگامههای اضطراب میگردد. این آرامش، افزون بر آثار دنیوی، ایمان را نیز تعمیق میبخشد لِیَزْدَادُوا إِیمَانًا مَعَ إِیمَانِهِمْ.
استاد حوزه و دانشگاه با یادآوری تجربههای انقلاب اسلامی تصریح کرد: در دوران دفاع مقدس، با وجود بمبارانهای شیمیایی و شرایط دشوار جنگ، رزمندگان به لطف همین آرامش الهی با طمأنینه در میدان حضور داشتند و در جنگ دوازده روزه اخیر نیز، با وجود شدت حملات و تلفات بیشتر، همین سکینه الهی موجب شد رزمندگان با شجاعت و عشق به مقاومت ادامه دهند.
وی با اشاره به موارد نزول سکینه در قرآن کریم افزود: قرآن در شش آیه از نزول سکینه سخن گفته است که سه مورد آن تنها در سوره فتح آمده که از جمله در شرایط حساس صلح حدیبیه است و این تکرار بیانگر عمق بحران و اهمیت نقش سکینه در عبور جامعه اسلامی از شرایط خطیر است.
وی بیعت را به معنای معامله و واگذاری قدرت دانست و توضیح داد: بیعت اصحاب حدیبیه با پیامبر (ص)، بیعت با شخص نبود، بلکه وفاداری به اصل حکومت اسلامی و حاکمیت الهی محسوب میشد، چراکه پیامبر در آن مقطع مظهر حاکمیت الهی و رئیس حکومت اسلامی بود.
رئیس اندیشکده مطالعات انقلاب اسلامی طلوع مهر با نقد تفسیرهای شخصمحور در گذشته اظهار کرد: نگاه تقلیلگرایانه به بیعت، آسیبزاست و باید آن را وفاداری به اصل نظام اسلامی دانست.
وی سه گونه وفاداری در تاریخ انقلاب اسلامی را برشمرد و گفت: نوع اول، وفاداری به شخص رهبر است که عدهای با امام خمینی (ره) بیعت کردند اما پس از رحلت ایشان این وفاداری به رهبری بعدی منتقل نشد و به اصطلاح «خط امامی» باقی ماندند، در حالی که خط رهبری در نگاه آنان غایب بود و این یک تجربه منفی است.
وی ادامه داد: نوع دوم، وفاداری مشروط به جریان خاص سیاسی است، کسانی که تنها در صورت حضور جریان مورد علاقه خود، همچون اصلاحطلب یا اصولگرا، وفاداری نشان میدهند و در غیر این صورت کنار میکشند، اما نوع سوم، وفاداری اصیل و پایدار است که به اصل نظام و آرمانهای اسلامی تعلق دارد و با تغییر اشخاص و دولتها از میان نمیرود.
مهاجرنیا به شبهه تعارض بیعت قرآنی با آزادی و انتخابات پاسخ داد و تصریح کرد: بیعت در اسلام برخلاف بیعتهای استبدادی، پیش از هر چیز یک پیمان کاملاً اختیاری و آگاهانه است. محتوای آن نیز وفاداری به اصول متعالی انسانی و الهی است، نه اطاعت کورکورانه از فردی که دستورات ضدانسانی صادر کند.
وی ادامه داد: بیعت اسلامی در چارچوب قواعد مشخصی همچون قرآن و قانون اساسی تعریف میشود و اگر حاکم از این چارچوب خارج شود، بیعت نیز اعتبار خود را از دست خواهد داد. بر همین اساس، بیعت تنها با رهبران الهی همچون پیامبر، امام معصوم و در عصر غیبت با ولیفقیه مشروع است، نه با هر فرد یا سلطانی.
این استاد حوزه و دانشگاه با تأکید بر عقلانی بودن این پیمان افزود: اینکه بخشی از آزادی ظاهری خود را در راه دستیابی به آزادی حقیقی و کمال انسانی محدود میکنیم، یک اصل عقلایی پذیرفتهشده در میان همه مکاتب فلسفی است که از این منظر، بیعت اسلامی نه تنها با آزادی و انتخاب عقلایی منافات ندارد، بلکه به تحقق انسانیت واقعی منجر میشود.
دیدگاهتان را بنویسید