چگونه زبان به «پوشش اخلاقی» برای بیعملی بدل میشود؟
به گزارش خبرنگار مهر، محسن ردادی استادیار گروه مطالعات انقلاب اسلامی پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی در یادداشتی نوشت: زبان همیشه ابزار ارتباط، معناسازی و مقاومت بوده است. ملتها با زبان به هویت میرسند و جنبشها با شعارها و واژگان خویش شکل میگیرند. اما در لحظههای بحرانی، زبان ممکن است از کارکرد اصلی خود فاصله […]
به گزارش خبرنگار مهر، محسن ردادی استادیار گروه مطالعات انقلاب اسلامی پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی در یادداشتی نوشت: زبان همیشه ابزار ارتباط، معناسازی و مقاومت بوده است. ملتها با زبان به هویت میرسند و جنبشها با شعارها و واژگان خویش شکل میگیرند. اما در لحظههای بحرانی، زبان ممکن است از کارکرد اصلی خود فاصله بگیرد؛ کلمات بار معناییشان را از دست بدهند و به کلیشههایی تهی بدل شوند. در بستر بحران غزه و جنایتهای فزاینده رژیم صهیونیستی علیه مردم فلسطین، شاهد همین پدیده هستیم؛ جهانی پر از «محکومیتهای لفظی» که نهتنها مانع جنایت نمیشود، بلکه بهگونهای ناخواسته به استمرار آن کمک میکند.
سخنان اخیر رهبر انقلاب اسلامی که صراحتاً به این وضعیت اشاره کردند اینکه «محکومیّت زبانی فایدهای ندارد. جنایتی که امروز رؤسای حکومت صهیونی دارند انجام میدهند، به گمان من در تاریخ بیسابقه است. ایستادگی هم به زبان نیست که دولتها بگویند که ما مخالفیم، محکوم میکنیم حتّی دولت فرانسه، دولت انگلیس و دیگران هم محکوم کردند این فایدهای ندارد؛ بایستی راه کمکرساندن به رژیم صهیونیستی بسته بشود؛ راه کمک به آنها بسته بشود. این کاری که امروز مردم شجاع یمن انجام میدهند، کار درست است؛ کار درستْ آن است» این پرسش را بر میانگیزاند که چرا زبان سیاسی در برابر جنایتهای عریان بیاثر میشود؟
زبان بهمثابه کنش اجتماعی
یکی از بنیانهای زبانشناسی اجتماعی این است که زبان صرفاً ابزاری خنثی برای انتقال پیام نیست، بلکه نوعی کنش اجتماعی است (speech act). «محکوم کردن»، «ابراز نگرانی کردن»، «اظهار تأسف کردن» همه نمونههایی از کنش زبانیاند. این کنشها میتوانند پیامدهای سیاسی داشته باشند، اما به شرطی که در میدان عمل پشتوانهای بیابند. وقتی کشوری جنایتی بزرگ مرتکب میشود و دولتها فقط با واژگان واکنش نشان میدهند، فاصلهای خطرناک میان زبان و واقعیت شکل میگیرد. در چنین شرایطی زبان کارکرد بازدارندگی خود را از دست میدهد و به نوعی «پوشش اخلاقی» برای بیعملی بدل میشود.
بازی زبانی اروپاییها
رهبر انقلاب در سخنرانی اخیرشان تأکید کردند که مخالفتهای لفظی کشورهای اروپایی با اسرائیل بیثمر است. این تحلیل ریشه در واقعیتی دارد که علوم اجتماعی زبان نیز تأیید میکند: واژهها تنها زمانی اثرگذارند که به کنش متکی باشند.
اروپا در دهههای اخیر، بهویژه پس از جنگهای غزه، بارها اسرائیل را محکوم کرده، اما این محکومیتها نه به تحریمهای واقعی انجامیده و نه به قطع روابط دیپلماتیک. در عمل، بازارهای اروپایی همچنان به روی کالاهای اسرائیلی باز است، فناوریهای امنیتی اروپا به اسرائیل صادر میشود و همکاریهای اطلاعاتی ادامه دارد. اسرائیل از این وضعیت سود میبرد. در شرایطی که رسانهها و دولتها مشغول مجادلههای لفظیاند، ماشین جنگی اسرائیل بیوقفه به تخریب بیمارستانها، قتل غیرنظامیان، گرسنگی دادن به کودکان و پاکسازی نژادی ادامه میدهد.
از منظر زبانشناسی اجتماعی، میتوان گفت اسرائیل با انتقال منازعه به سطح گفتمانی عملاً میدان عمل را از نظرها پنهان میکند. دعوا بر سر واژهها، بیانیهها و قطعنامهها، بهترین هدیهای است که اسرائیل میتواند از جهان دریافت کند؛ زیرا در این میان، واقعیت زمینی از چشمها دور میماند.
تهیشدن زبان
برای فهم دقیقتر این پدیده، میتوان از مفهوم «تهیشدن زبان» (emptiness of language) در مطالعات نشانهشناسی بهره گرفت. زمانی که تکرار بیوقفه کلمات، بدون پیوند به عمل، رخ میدهد، آن واژهها ارزش نمادین خود را از دست میدهند. محکومیتهای تکراری علیه اسرائیل امروز همان کارکردی را دارند که واژههای کلیشهای در بروکراسی دارند: پر کردن خلأ، بدون آنکه واقعیتی را تغییر دهند. پییر بوردیو، جامعهشناس فرانسوی، معتقد بود زبان میتواند حامل «خشونت نمادین» باشد. در ماجرای فلسطین، زبانبازی جهانی در برابر جنایت، نوعی خشونت نمادین علیه قربانیان است: کودکی که در اردوگاه بدون غذا مانده، برایش تفاوتی ندارد که در اروپا یا ترکیه چه بیانیهای صادر شود؛ آنچه برای او اهمیت دارد نان و امنیت است. وقتی زبان در سطح نمادین باقی میماند، بهطور ناخواسته خشونت واقعی را مشروعیت میبخشد.
در همین زمینه، رهبر انقلاب بر نقش یمن تأکید کردند؛ جایی که مقاومت نه در سطح واژه بلکه در سطح کنش واقعی رخ میدهد. یمن با حملات موشکی و عملیاتی خود علیه اهداف اسرائیلی و حامیانش، زبان مقاومت را به میدان واقعیت آورده است. گفتاری که اثر بیرونی ندارد، در شرایط بحرانی بهنوعی فریب اخلاقی بدل میشود. امروز جامعه جهانی در برابر یک آزمون اخلاقی قرار گرفته است: آیا محکومیتهای لفظی کفایت میکند یا باید زبان به سمت کنشهای ملموس مانند تحریم، قطع روابط و ممانعت عملی از جنایت سوق داده شود.
دیدگاهتان را بنویسید